باران نفس مامان و باباشباران نفس مامان و باباش، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

نخودی من و باباش

تا پایان 4ماهگی

سلام دخمل ماهم ای دو هفته فرصت نکردم برات بنویسم البته یکم تنبلی هم قاطیش بود البته کار خاصی هم انجام ندادیم شما بهانه گیری هات بیشتر شده که همش بخاطر درد دندونته درد و بلات به جونم کی بشه دندونات رو زودتر در بیاری پنجشنبه هفته پیش یعنی 18 مهر بردیمت بهداشت که واکسن 4ماهگیت رو بزنی ولی گفتن زوده هفته بعد بیاین چهارشنبه هم رفتیم خونه عمو حامد که سیسمونی دخترشونو چیده بودند ولی شما اینقد گریه کردین که ما سریع برگشتیم اسمش الیسا ست اتاقش قشنگ بود ولی به پای مال شما نمیرسه که سه شنبه هم رفتیم خونه خاله شکوفه بازهم شما تمام حواست به حرکات کیانمهر بود شما حسابی خانمی کردی و دل همه رو بردی و با اسبب بازی های کیانمهر بازی کردی راستی دایی...
21 مهر 1392

هفته نگار شهریور 4

سلام زندگی مامان سلام عشق من قربون قدو بالات جیگر گوشه مامانی عاشقتم به خدا عزیزم این هفته یه مهمان عزیز داشتیم که ما رو از تنهایی در آورد و شما هم از سرو کولش بالا می رفتی این روزا کلی صداهای عجیب و غریب از خودت در میاری که شبیه جیغه ولی با آهنگ و خودت ذوق می کنی از روزی که 3 ماهت تمام شد بعضی عادتات هم تغییر کرده قبلا میزاشتیم رو پاهامون و تاب میدادیم و آهنگ میزاشتیم ولی الان تا میزارم رو پام جیغ میزنی و می خوای پاشی باید راه بریم تا بخوابی ولی کم کم بهتر شدی مامام می خوابه کنارت و آروم دست و کمرت رو ماساژ میدم و می خوابی تو روز خدا رو شکر خوابت خوبه از شب که می خواب تا ساعت 10 خواب خواب هستی فقط 2ساعت به 2 ساعت تو خواب تکو...
1 مهر 1392